درباره وبلاگ


سایت اخبار ایرانیان پایگاهی است برای کسانی که اهل علم و دانش و پژوهش و هنر هستند و این خواستگاه آنهایی است که بودن را از منظری عمیق مینگرند و وجود آدمی را در نهایت کالبدی مختصر نمی پندارند.
آرشيو وبلاگ
سایت خبری ایرانیان
مرجع اخبار و اطلاعات علمی فرهنگی مذهبی و هنری

 

 

 

گوگل قصد دارد به زودي از عينك فناوري پيشرفته خود كه از يك نمايشگر داخلي برخوردار است رونمايي كرده و راه ورود آن را به بازار هموار كند.



اين عينك‌هاي نمايشگر سر بالا در ماههاي اخير در آزمايشگاه سري گوگل ايكس اين شركت در حال ساخت بوده و به ادعاي منابع نزديك، نمونه پيش‌ساخت آن شبيه به هدست MP3 پلير Oakley است.

 

اين عينك كه از دوربين و سيستم عامل آندرويد برخوردار است به زودي وارد بازار خواهد شد.

 

دوربينهاي روي اين عينك به جمع‌آوري اطلاعات پرداخته و مي‌تواند به ايجاد برنامه‌هاي كاربردي واقعيت افزوده كمك كند.

نمايشگر سربالاي عينك تنها بر روي يك چشم و در يك سو قرار دارد.

 

ماه گذشته، ‌گزارش‌هاي خبري حاكي از استخدام ريچارد دووال، متخصص محاسبات پوششي موسسه فناوري ماساچوست توسط گوگل بودند كه رساله دكتري خود را در زمينه عينكهاي حافظه ارائه كرده است.

 

تاكنون ايده نمايشگرهاي قابل پوشش توسط شركت‌هايي مانند موتورولا به نمايش درآمده، از اين رو اين فناوري خيلي دور از واقعيت نيست.

 

اين عينك از يك نسخه آندرويد گوگل برخوردار است. اين خبر با گزارش‌هاي پيشين روزنامه نيويورك تايمز در مورد هدف گوگل در انتقال سيستم عامل معروف گوشي خود به رايانه‌هاي قابل پوشش، پيوند نزديكي دارد.

 

در اين عينك، صفحه جست‌وجوگر آندرويد گوگل كه اكنون از جي‌پي‌اس براي شناسايي نزديكترين پاسخ‌ها به جست‌وجوي مورد نظر استفاده مي‌كند از قدرت بيشتري برخوردار خواهد بود.



دوشنبه 01 اسفند 1390 :: 22:43 ::  نويسنده : iraniannews

 

 

 

انشمندان تصميم دارند سیارک های پرخطر را با استفاده از بمب اتمی نابود کنند.



در صورتی که سیارکی در مسیر برخورد با زمین قرار بگیرد، این طرح جدید می تواند از پیامدهای نجات بخشی برای زمین برخوردار باشد.

بر خلاف تصاویری که در فیلم مشهور «آرماگدون» مصور شده اند، قرار نیست که فضانوردانی به سوی سیارک حرکت کرده و پس از حفاری بمبی را درون آن کار بگذارند بلکه بمب اتم به همراه یک راکت به سمت سیارک خواهد رفت.

فیزیکدانان با استفاده از یکی از قدرتمندترین ابررایانه های جهان در لابراتوار ملی «لس آلموس»، به محاسبه تاثیرات یک انفجار اتمی بر روی یک سنگ عظیم کیهانی پرداختند.

با وجود اینکه ناسا و دیگر آژانس های فضایی نزدیکترین سیارک ها به زمین را ردیابی کرده و مسیر آنها را محاسبه کرده اند، در صورتی که یکی از آنها به صورت غیر منتظره به سمت زمین حرکت کند فاجعه به بار خواهد آمد، از این رو دانشمندان بر این باورند جلوگیری از این فاجعه ارزش آن را دارد که زمین برای وقوع چنین رویدادی در حالت آماده باش قرار داشته باشد.

در این مطالعه از ابررایانه «سیلو» برای شبیه سازی تاثیر انفجار اتمی یک سیارک استفاده شده است.

دانشمندان بر این باورند که سیارک ها مجموعه ای متراکم از قطعات سنگی هستند که توسط نیروی گرانش در کنار یکدیگر باقی مانده اند، از این رو یک انفجار اتمی می تواند برای نابود کردن و بی خطر ساختن این سیارک ها کافی باشد.

برای انجام این شبیه سازی، از ابعاد و شکل سیارک «ایتوکاوا» با وسعتی به اندازه 250 و طولی برابر 500 متر استفاده شده است، این سیارک گرانیتی است. 

همانطور که در شبیه سازی دیده می شود، با کار گذاشتن یک مگاتن بمب در این سیارک محققان مشاهده کردند که چگونه امواج ناشی از انفجار از نقطه آغاز در سرتاسر سیارک پراکنده شده و آن را به ذراتی بی خطر تجزیه کرد.

ابررایانه «سیلو» که این شبیه سازی بزرگ را انجام داده به 32 هزار پردازشگر مجهز بوده و از گنجایش محاسباتی 1.35 پتافلاب برخوردار است.



دوشنبه 01 اسفند 1390 :: 22:43 ::  نويسنده : iraniannews

 

 

دانشمنداني از چين و آمريکا يک آنزيم مصنوعي ساخته‌اند که اميد تازه‌اي براي درمان بيماري «لوگريگ» ايجاد مي‌کند.



بيماري «لوگريگ» يا تصلب جانبي آميوتروفيک، وضعيتي است که سلول‌هاي عصبي مغز و نخاع را که مسؤول کنترل حرکت ارادي ماهيچه هستند، تحت تأثير قرار مي‌دهد.

 

علت اين بيماري رسيدن آسيب اکسيدي به سلول‌ها است که ناشي از حذف ناقص گونه‌هاي اکسيژني واکنش‌پذير (ROS) است.

 

«دينگ ما» از دانشگاه پکن و همکارانش يک نانوکامپوزيت آپوفريتين - سريا (CeO2) ساختند که اين گونه‌هاي اکسيژني واکنش‌پذير مضر را حذف مي‌کند. آنها متوجه شدند که اين نانوکامپوزيت از آنزيم آنتي اکسيدان طبيعي سوپراکسيد ديسموتاز (SOD) که در تمام سلول‌ها موجود است، کارآمدتر است.

 

اين محققان تشخيص دادند که براي ساخت يک گنديده‌خوار ROS فعال و زيست‌سازگار، به ترکيب يک نمونه با خاصيت آنتي‌اکسيداني بالا با چيزي که به سهولت توسط سلول‌هاي هدف قابل پذيرش باشد، نياز دارند.

 

بنابراين، آنها نانوسريا آنتي‌اکسيداني را در داخل قفسه‌هاي پروتئيني آپوفريتين (AFt) کپسوله کردند. اين پژوهشگران طي فرايندي که آن را فرايند تجزيه - بازسازي ناميده‌اند، پوسته نرم آپوفريتين را شکسته و دور هسته‌هاي سخت نانوسريا پيچاندند.

 

در تست‌هاي انجام شده، اين گونه‌هاي نانوکامپوزيتي قادر به حذف بيش از 70 درصد ROS در نمونه بودند، در حالي‌که SOD فقط 20 درصد و سريا به تنهايي هم فقط 10 درصد را از بين مي‌برند. اين افزايش فعاليت AFt-CeO2 ناشي از انتقال بار در سطح مشترک زيست آلي است که با توجه به اظهارات «دينگ ما»، منحصر به فردترين ويژگي گنديده‌خوار ROS است. AFt-CeO2 همچنين نسبت به نانوسرياي کپسوله نشده در تست‌هاي انجام شده روي سلول‌هاي سرطاني کبد بهتر است و جذب بيشتر و سميت خيلي کمتري نشان مي‌دهد.

 

با توجه به اظهارات «ويليام شلف» که يک متخصص ذرات نانوسريا و استفاده از آنها به عنوان آنتي‌اکسيدان در دانشگاه کالج پزشکي فلوريداي مرکزي است، اين زيست‌سازگاري در حکم يک نويد بزرگ براي کابردهاي بالقوه در مبحث سلامت است.

 

«دينگ ما» متقاعد شده است که اين ساختارها پتانسيل بزرگي در درمان بعضي انواع خاص بيماري‌هاي لاعلاج دارند.

 

اين پژوهشگران، جزئيات نتايج کار تحقيقاتي خود را تحت عنوان «نانو - ترافل (truffle) آپوفريتين - سريا که فعاليت آنزيمي اکسايش - کاهش مصنوعي عالي دارد» در مجله «Chem. Commun.» منتشر کرده‌اند.



دوشنبه 01 اسفند 1390 :: 22:43 ::  نويسنده : iraniannews

 

 

دانشمندان بر این باورند رویای ساخت برگی مصنوعی که می تواند برق و نور خورشید را به سوخت تبدیل کند به زودی به واقعیت خواهد پیوست.



فناوری جدیدی که توسط دانشمندان دانشگاه گلاسکو در ساخت برگهای مصنوعی به کار گرفته شده است نسخه ای "آبی" از فتوسنتز، روندی طبیعی که گیاهان با کمک آن از نور خورشید انرژی تولید می کنند، به شمار می رود که از الکتریسیته برای فعال سازی این فرایند استفاده می کند.

 

محصول نهایی این فناوری به جای کربوهیدراتها، سوختی خواهد بود که می توان از آنها در موتور خودروها و حتی هواپیماها استفاده کرد. دانشمندان دانشگاه گلاسکو انتظار دارند طی دو سال آینده بتوانند این فناوری را تکمیل کرده و تا پنج سال آینده فناوری کاربردی ارائه کنند.

 

در صورتی که از این فناوری در مقیاس گسترده استفاده شود می توان از آن برای تامین بخش بزرگی از نیاز سوخت جهان استفاده کرده و پس از پایان گرفتن مخازن سوخت طبیعی این سوخت را جایگزین نفت کرد.

 

همچنین این فناوری مانند فتوسنتز شامل جذب دی اکسید کربن است و از این رو مصرف آن نمی تواند بر روی افزایش تراکم این گاز در اتمسفر زمین تاثیری داشته باشد.

 

"ریچارد کاجل" که رهبری پروژه ساخت برگهای مصنوعی را در دانشگاه گلاسکو به عهده دارد می گوید برگهای مصنوعی هیچ شباهتی به برگهای طبیعی ندارند. این برگها شامل مخزن بزرگی از آب و باکتری های دست ورزی شده ژنتیکی هستند که می توانند نور خورشید را جذب کرده و در عین حال از برق تولید شده توسط سلولهای خورشیدی نیز استفاده کنند.

 

بر اساس گزارش تلگراف، این ویژگی می تواند کارایی برگهای مصنوعی را نسبت به گیاهان طبیعی افزایش دهد زیرا گیاهان طبیعی طی فتوسنتز تنها نیم درصد انرژی بیشتر از آنچه مصرف کرده اند تولید می کنند.



دوشنبه 01 اسفند 1390 :: 22:43 ::  نويسنده : iraniannews

 

 

گروهی از ستاره شناسان چینی و فرانسوی تولد و تکامل یک کهکشان مارپیچ واقع در صورت فلکی اژدها را شبیه سازی کردند.



دانشمندان رصدخانه پاریس در شورای ملی تحقیقات فرانسه و آکادمی علوم چین برپایه شبیه سازیهایی که با ذرات میکروسکوپی، اصول گرانشی و دینامیک جریانهای اجرام بزرگی چون کهکشانها انجام دادند توانستند تولد و تکامل کهکشانی با عنوان NGC 5907 واقع در صورت فلکی اژدها در فاصله 50 میلیون سال نوری از زمین را بازسازی کنند.

 

حداقل 6 میلیون ذره در این شبیه سازی با هم فعل و انفعال می کنند. این محققان با کمک این ذرات توانستند در فیلمی، شکل گیری این کهکشان و حلقه های عظیم ماده ای که در اطراف آن می چرخد را نشان دهند.

 

برپایه اطلاعات جمع آوری شده در این بازسازی مدل، احتمالاً برخوردهای متعددی روی شکل کهکشانها اثر گذاشته اند و به نظر می رسد که حداکثر نیمی از کهکشانهای مارپیچ که 9 میلیارد سال اخیر به وجود آمده اند به همین روش شکل گرفته اند.

 

براساس گزارش ساینس تک دیلی، در کهکشان NGC5907 سیستمی از جریان ستاره ای که حلقه های غول پیکر را می سازند وجود دارد.

 

این حلقه ها بقایای برخورد عظیمی هستند که بین 8 تا 9 میلیارد سال قبل میان کهکشانهای در ابعاد مشابه رخ داده است.



دوشنبه 01 اسفند 1390 :: 22:43 ::  نويسنده : iraniannews

 

 

اطلاعات جمع‌آوري شده از تلسکوپ فضايي پرتو ايکس «چاندرا»، متعلق به ناسا، نشان مي‌دهد که حفره سياه داخل کهکشان راه شيري، شهاب سنگها را به داخل خود مي‌بلعد.



تبخير شهاب سنگها در زماني که توسط سياه چاله موسوم به Sgr A بلعيده مي‌شوند، عامل مشاهده نورهاي متناوب اشعه ايکس توسط تلسکوپ «چاندرا» است.

 

تجزيه و تحليل مشاهدات «چاندرا» بيانگر آن است که اطراف سياه چاله، حاوي تريليون‌ها شهاب سنگ و ستاره دنباله‌دار است که از والدين ستاره‌اي خود جدا شده‌اند و مشاهده نورهاي اشعه ايکس در زماني رخ مي‌دهد که شهاب سنگي به قطر تقريبي 6 مايل يا بيشتر توسط سياه چاله بلعيده مي‌شود.

 

ستاره‌شناسان مي‌گويند: شهاب سنگهايي که از فاصله صد ميليون مايلي حفره سياه رد مي‌شوند (فاصله تقريبي بين خورشيد و زمين) توسط نيروي کشندگي سياه چاله جذب و بلعيده مي‌شوند. افتادن در دام سياه چاله به معناي مرگ حتمي خواهد بود.



دوشنبه 01 اسفند 1390 :: 22:43 ::  نويسنده : iraniannews

 

 

یک شرکت آمریکایی برپایه نانوذرات نوعی اسپری را ساخته است که می توانند سیگنالهای آنتن موبایل را بهبود بخشد.



اینکه بتوان "آنتن موبایل" را به صورت اسپری در هوا و روی سطوح مختلف پراکند تاکنون به صورت یک ایده علمی تخیلی بود اما اکنون شرکتی در یوتاه آمریکا با عنوان Chamtech Enterprises در کنفرانس Solve for X گوگل نوعی اسپری را معرفی کرد که بسیار سبک و قابل حمل است و می تواند در مکانهایی که دریافت سیگنالهای موبایل از طریق آنتنهای سنتی بسیار ضعیف است پاسخگویی و تماس با تلفن همراه را آسان کند.

 

براساس گزارش Cnet، با کمک این ایده می توان روی دیوار، روی درخت و یا حتی روی لباسها آنتن موبایل را اسپری کرد و سپس حتی به مدت چند روز تماس گرفت.

 

برای استفاده از این اسپری آنتن باید مراحل زیر را انجام داد:

 

مرحله 1- ماده آنتن را روی سطح اسپری کنید

مرحله 2- تلفن همراه را از طریق بی سیم به این ماده متصل کنید

مرحله 3- با خیال راحت تماس بگیرید و از یک صدای با کیفیت لذت ببرید

 

"آنتونی سوترا"، بنیانگذار دوم شرکت "چم تک" دنیایی را تجسم می کند که در آن اسپری کردن ذرات نانویی روی دیوار می تواند جایگزین برجهای سنتی آنتنهای بی سیم شود.

 

این شرکت در آزمایش این اسپری آنتن روی یک درخت توانست یک سیگنال بسامد خیلی بالا (VHF) را در طیف 14 مایل گسیل کند.

 

به گفته مقامات این شرکت، فناوری اسپری آنتن می تواند میزان اثربخشی تلفنهای همراه را 10 درصد افزایش دهد.



دوشنبه 01 اسفند 1390 :: 22:43 ::  نويسنده : iraniannews

 

 

 

مایکروسافت با حمله به گوگل به خاطر کنترل کاربران سافاری، اپل را به خاطر ضعف امنیتی این مرورگر مورد انتقاد قرار داد و اینترنت اکسپلورر را کلید حل مشکلات در این شرایط دانست.



سافاری عنوان برنامه وب مرورگر اپل است و بنابراین روی تمام دستگاههای مک، "آی- فن" و "آی- پد" نصب شده است.

روزنامه وال استریت ژورنال در روزهای اخیر فاش کرده است که گوگل از طریق یک کد ویژه تنظمیات حریم خصوصی این مرورگر، رفتار آنلاین کاربران اپل را از طریق "کوکی ها" ردیابی و ذخیره می کند. کوکی ها فایلهای کوچک متنی محتوی اطلاعات مربوط به مرورهای در وب هستند.

 

اکنون مایکروسافت با انتقاد از اپل به خاطر ضعف سیستم امنیتی مرورگر سافاری به گوگل به خاطر کنترل غیرقانونی کاربران این مرورگر حمله کرد.

 

"رایان گاوین"، مدیر کل بخش تجاری و بازاریابی اینترنت اکسپلورر در این خصوص گفت: "این نوع ردیابیها توسط گوگل مسئله تازه ای نیست. اما تازگی این اقدام جدید در اینجا است که ظاهرا گوگل حفاظتهای حریم شخصی را که در مرورگر سافاری اپل ساخته شده اند در یک عملیات عمدی به دام انداخته و در نهایت به موفقیت رسیده است."

 

به گفته مایکروسافت، هرچند این قبیل مسائل نمی توانند به یک هشدار تبدیل شوند اما برای کاربرانی که نگران حریم شخصی خود هستند یک راه حل ممکن وجود دارد و آن استفاده از نسخه 9 اینترنت اکسپلورر است.

 

به طوریکه اندازه های حفاظتی که در IE9 در نظر گرفته شده اند بسیار قویتر از سایر رقبای موجود در بازار است.

 

"رایان گاوین" افزود: "مایکروسافت از این شعار حمایت می کند که روی کسانی که در تلاشند تا فعالیتهای آنلاین تو را ردیابی کنند کنترل دارد. نه گوگل و نه تبلیغات چی ها. تنها خود تو!"

 

به بیانی ساده، اینترنت اکسپلورر 9 قادر است کاربران را از جاسوسی های گوگل و ضعف سافاری نجات دهد.

 

براساس گزارش وب نیوز، اظهارات مایکروسافت در شرایطی گفته شد که "راچل وتستون"، معاون ارشد رئیس گوگل در بخش ارتباطات و سیاستگذاریهای عمومی در این خصوص گفت: "ما هرگز انتظار آنچه را که رخ داد نداشتیم و اکنون حذف این کوکی های تبلیغاتی را از مرورگرهای سافاری آغاز کرده ایم."

 

همچنین شرکت مانتین ویوو در واکنش به گزارش وال استریت ژورنال نوشت: "ژورنال از آنچه که رخ می دهد و اینکه چرا رخ می دهد برداشت بد داشته است.

 

ما به صورت کاربردی از مرورگر سافاری برای ارائه برخی مشخصه ها به کاربران گوگل استفاده می کنیم. اما تاکید بر این نکته ضروری است که این کوکی های تبلیغاتی اطلاعات شخصی را جمع آوری نمی کنند."



دوشنبه 01 اسفند 1390 :: 20:07 ::  نويسنده : iraniannews

 

 

 

عشق منزل به منزل می‌رود و یاران خویش را فرا می‌خواند.

الرحیل، الرحیل ... یاران! شتاب کنید که زمین نه جای ماندن، که گذرگاه است ...

هیچ شنیده‌ای که کسی در گذرگاه، رحل اقامت بیفکند.

زمان اندک است و راه بسیار و این منادی حق است که در هر طلوع فریاد می‌زند : کیست امامش را یاری کند؟

و باز هم تردید ..... ای دل تو چه می‌کنی ؟ می‌مانی یا می‌روی؟

وای بر آن جاهلیت که تو را در مقابل امامت قرار می دهد که جاهلیت ریشه در درون دارد و اگر مشرک بت‌پرست درون آدمی، ایمان نیاورد،‌ چه سود که بر زبان لا اله الا الله براند زمانی که جانب عدل و باطن قبله را رها می‌کند و خانه کعبه را عوض از صنمی سنگی می‌گیرد که روزی پنج بار در برابرش خم و راست شود و سالی چند روز گرداگردش طواف کند.

عقل می‌گوید بمان و عشق می‌گوید برو و این هر دو، عقل و عشق را، خداوند آفریده است تا وجود انسان در حیرت میان عقل و عشق معنا شود.

امام که حرمتش از کعبه بالاتر است (1)، قدم در راه هجرت نهاده،‌ چونان هجرت موسی از ظلم فرعون و لبان مبارکش زمزمه‌گر این آیه است: "پروردگار مرا از قوم ستمکار نجات بده (قصص/21)"

قوم ستمکار: سخن از قومی است که مسلمان بودند .....سخن از اهل فسق و بندگان لذت نیست ، سخن از آنان است که اسلام آورده‌اند اما در جستجوی حقیقت ایمان نیستند. کنج فراغتی و رزقی راحت ... دل‌خوش به نمازی و دعایی که بر زبان می‌گذرد اما ریشه‌ای در دل ندارد. 

امام قدوم مبارکش را بر زمین مکه نهاد، گویا موسی (ع) است که به مدین رسیده و فرمود :

"امید است پروردگار من، مرا به راه راست هدایت نموده و به مقصود برساند(قصص/22)"

در مکه در گفتگو با ابن عباس، در مورد حکومت بنی‌امیه فرمود:

آنان به خدا و پیامبر او کفر ورزیده و جز با حالت کسالت به نماز نپرداخته‌اند( توبه / 54)

با مردم ریا کاری می‌کنند و خدا را جز به اندکی یاد نمی‌کنند (نساء/141)

میان آن (کفرو ایمان ) دو دلند نه با اینانند (نامومنان ) و نه با آنان (مؤمنان )و هر که را خدا گمراه کند هرگز راهی برای (نجات)او نخواهی یافت.( نساء/ 142)

وای بر آن جاهلیت که تو را در مقابل امامت قرار می دهد که جاهلیت ریشه در درون دارد و اگر مشرک بت‌پرست درون آدمی، ایمان نیاورد،‌ چه سود که بر زبان لا اله الا الله براند زمانی که جانب عدل و باطن قبله را رها می‌کند و خانه کعبه را عوض از صنمی سنگی می‌گیرد که روزی پنج بار در برابرش خم و راست شود و سالی چند روز گرداگردش طواف کند.

زمان منتظر است و زمین نگرا ن؛ امام حج را با نیت عمره مفرده به پایان می‌برد.

آستانه‌ی عید قربان است، نماینده شیطان( که مأمور شده از امام بیعت بگیرد یا او را به شهادت برساند) خطاب به امام: می‌‌ترسم شما میان مردم شکاف بیفکنی!! حضرت پاسخ دادند: عمل من از آن من و عمل شما از آن شما، شما از آنچه من می‌کنم بری و برکنارید و من از آنچه شما می‌کنید بیزار. (یونس/41)

و آه از دهر آنگاه که بر مراد سِفلگان می‌چرخد.

حر بن یزید ریاحی که هنوز ردای آزادی به تن نکرده در نزدیکی کربلا به امام می‌گوید: چرا آمده‌ای؟ 

"نامه‌های دعوت شما مرا به اینجا آورد، لیک حال، پشیمان شده‌اید و این آیه را تلاوت فرمود: پس هرکس که پیمان شکند، همانا به زیان خویش پیمان شکسته است (فتح /10)"

و امام حر و لشکریانش را از آب سیراب کرد.

در پاسخ به نامه فرماندار کوفه (ابن زیاد) که می‌خواست راه را ببندد ، این آیه بر لبان مبارک امام جاری گشت: و آنان را پیشوایانی خواندیم که به سوی آتش دوزخ دعوت می‌کنند و روز قیامت یاری نمی‌یابند (قصص /41) 

روز عاشورا در برابر لشکر یزید: شما با شریکانی که قائلید، کارتان را هماهنگ و عزمتان را جزم کنید، سپس در کارتان پرده‌پوشی نکنید، آنگاه کار مرا یکسره کنید و مهلتم ندهید(یونس /71)

و حسین (ع) قدم در راه دلدادگی به معشوق می‌نهد. و پروردگار خود به تماشای حسین.

ای حسین ، روی به راه نِه که خداوند می‌خواهد تو را در راه خویش کشته بیند.

در آخرین... لحظات حیات از عشق به پروردگار سخن گفت: سرور من خداوند است که (این) کتاب آسمانی را فرو فرستاده است و او دوستدار شایستگان است(اعراف/196) من به پروردگار خود و پروردگار شما از (شرّ) هر متکبّری که به روز حساب ایمان ندارد، پناه میبرم(غافر/27)

«یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِی إِلَی رَبِّکِ رَاضِیَةً مَّرْضِیَّة(فجر27و28)»

   

و حسن ختام 

ای دل :

اگر حسین را همراهی نکنی و در صف دشمنانش بایستی او باز هم کاسه خالی عطشت را از آب پر خواهد کرد ...... و اگر یارش کنی از او خواهی شنید: ای وفادار خداوند به تو جزای خیر دهد من پیمان خویش را ازتو برداشتم و اذن دادم که بروی و از این پس مرا بر گردن تو حقی نیست که این جماعت مرا می‌جویند و اگر بر من دست یابند ، به غیر من نپردازند.

حال در یاری امام زمانت مختاری!.  

نویسنده: مهدیه خانی

شبکه تخصصی قرآن تبیان



دوشنبه 01 اسفند 1390 :: 20:07 ::  نويسنده : iraniannews

 

 

 

سليمان نبي ( عليه السلام ) بر تخت نشسته بود و گرداگرد او سپاهيانش از جن و انس بر روي تخت‌هايي نشسته بودند. باد درآمد و آن‌ها را بالا برد و در سرزمين حجاز و يمن فرود آورد. همواره هدهد همراه ساير پرندگان، با قراردادن پرهايشان لابه‌لاي هم، براي سليمان سايبان مي‌ساختند. آن روز آفتاب بر سليمان افتاد، سليمان نگاه کرد و ديد هدهد نيست. علت غيبت او را پرسيد:

{وَ تَفَقَّدَ الطَّيْرَ فَقالَ ما لِيَ لا اَرَي الْهُدْهُدَ اَمْ کانَ مِنَ الْغائِبِينَ * لاُعَذِّبَنَّهُ عَذاباً شَدِيداً اَوْ لأََذْبَحَنَّهُ اَوْ لَيَأْتِيَنِّي به سلطان مُبِينٍ} (نمل: 20 و 21)

و [سليمان] در جست‌وجوي آن پرنده [هدهد] برآمد و گفت: چرا هدهد را نمي‌بينم، يا اينکه او از غايبان است؟ قطعاً او را کيفر شديدي خواهم داد، يا او را ذبح مي‌کنم، مگر آنکه دليل روشني [براي غيبتش] براي من بياورد.

چون هدهد بازگشت، يکي از مرغان به او گفت: «کجايي که سليمان، خونت را حلال کرد». هدهد از مرغ پرسيد: «آيا استثنايي قايل شد؟» مرغ گفت: «بله». هدهد پرسيد: «سليمان درباره غيبت من چه گفت؟» مرغ گفت: «سليمان گفت: فقط در صورتي او را امان خواهم داد که براي غيبتش دليلي موجه بياورد».

چندان درنگ نکرد (که هدهد آمد و) گفت:

{فَمَکَثَ غَيرَ بَعيدٍ فَقالَ اَحَطتُ به ما لَم تُحِط بِه وَجِئتُکَ مِن سَبَأٍ بِنَبَأٍ يَقينٍ} (نمل: 22)

من بر چيزي آگاهي يافتم که تو بر آن آگاهي نيافتي، من از سرزمين سبا يک خبر قطعي براي تو آورده‌ام.

سليمان ( عليه السلام ) گفت: «زود بگو بدانم». هدهد گفت: «اي پيامبر خدا! من مي‌خواهم به تو خبري بدهم که پيش از اين، از آن بي‌خبر بودي. بايد مرا در مقام عزت بنشاني تا با تو بگويم آنچه ديده‌ام».

هدهد با گفتن اين سخن، کنجکاوي سليمان ( عليه السلام ) را تحريک کرد. سليمان او را بر مقام خويش و کنار خويش به عزت بنشاند. هدهد آن‌قدر سخن گفتن را به درازا کشاند که سليمان ( عليه السلام ) به خشم آمد، زيرا سليمان مي‌خواست زودتر بداند آن چيست که هدهد مي‌داند و سليمان از آن بي‌خبر است. هدهد گفت:

{اِنّي وَجَدتُ امرَاَهً تَملِکُهُم وَأوتِيَت مِن کُلِّ شَيءٍ وَلَها عَرشٌ عَظيمٌ} (نمل: 23)

من زني را ديدم که بر آنان حکومت مي‌کند و همه چيز در اختيار دارد و [به ويژه] تخت عظيمي دارد!

بلقيس زني پادشاه‌زاده بود. آن تخت را نيز از پدران خود به ارث برده بود و به هيچ چيز از متاع دنيا نيازي نداشت. تخت او مرصع به انواع و اقسام گوهر و ياقوت‌ها بود. هفتصد کنيز داشت که در پيش تخت او، به خدمت ايستاده بودند. اين تخت بر بالاي قصري استوار شده بود که 390 طاق کوچک داشت که مرصع به انوع گوهرها در شرق و همين مقدار در غرب بود. اين بنا به شکلي ساخته شده بود که چون آفتاب برمي‌آمد، ابتدا شعاع آن به اين گوهرها مي‌خورد و سپس منعکس مي‌شد و در اين برخورد، نور بسيار شديدي توليد مي‌کرد و از آنجايي که اهل سبا آفتاب‌پرست بودند، با ديدن اين تصوير زيا و جالب، بر آن سجده مي‌کردند، اما سجده کردن آنها به گونه‌اي بود که گويي بلقيس را سجده مي‌کنند. آن‌ها دوبار در روز، يک‌بار موقع طلوع و ديگر بار به هنگام غروب، بر آفتاب سجده مي‌کردند.

پس از آنکه بلقيس به خداوند ايمان آورد، سليمان نبي با او ازدواج کرد و او را دوباره بر سبا مستقر ساخت و ماهي يک‌بار به ديدار او مي‌رفت و سه روز نيز پيش او مي‌ماند.

سليمان نبي ( عليه السلام ) ، از گفته‌هاي هدهد بسيار تعجب کرد و خطاب به هدهد گفت: «اگر راست گفته باشي ايمن هستي و اگر دروغ گفته باشي تو را عذاب خواهم کرد». سپس سليمان با آب طلا نامه‌اي نوشت و آن را به هدهد داد تا آن را به بلقيس و قوم او برساند و ببيند که آن‌ها چه پاسخ مي‌دهند.

هدهد نامه را برداشت و به سوي قصر بلقيس رفت. بلقيس خواب بود. هدهد نامه را به روي سينه او انداخت و خود در گوشه‌اي نشست تا بيند آن‌ها چه مي‌کنند. بلقيس بيدار شد و از ديدن نامه تعجب کرد. قوم خود را صدا زد و گفت: اي گروه بزرگان! اين نامه به سوي من افکنده شده است.

{إِنَّهُ مِنْ سُلَيْمانَ وَإِنَّهُ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ * اَلاَّ تَعْلُوا عَلَيَّ وَأْتُونِي مُسْلِمِينَ} (نمل: 30ـ31)

اين نامه از سليمان و چنين است: «به نام خداوند بخشنده مهربان، توصيه من اين است که نسبت به من برتري‌جويي نکنيد و به سوي من آييد، در حالي که تسليم حق هستيد».

بلقيس دانست که آن نامه از رسول خدا، سليمان است. آن نامه در نهايت ايجاز، فصاحت و بلاغت نگاشته شده بود و سليمان ( عليه السلام ) در کوتاه‌ترين جمله‌ها منظور خود را رسانده بود. علما مي‌گويند: «قبل از نبي اکرم ( صلّي الله عليه وآله وسلّم ) تنها سليمان نبي بود که جمله «بسم الله الرحمن الرحيم» را نوشت و ديگران هميشه بر بالاي نامه‌ها مي‌نوشتند: «باسمک اللّهم»، تا اينکه اين آيه نازل شد که کارها و نامه‌هاي خود را با «بسم الله الرحمن الرحيم» آغاز کنيد».

پس از آنکه نامه سليمان ( عليه السلام ) خوانده شد، وزرا، امرا و بزرگان دولت، با هم شور کردند.

{قالَتْ يايي‌ها الْمَلأَُ اَفْتُونِي فِي اَمْرِي ما کُنْتُ قاطِعَةً اَمْراً حَتَّي تَشْهَدُونِ * قالُوا نَحْنُ اُولُوا قُوَّةٍ وَاُولُوا بَأْسٍ شَدِيدٍ وَالاَمْرُ إِلَيْکِ فَانْظُرِي ما ذا تَأْمُرِينَ} (نمل: 32 و 33)

بلقيس گفت: اي اشراف [و اي بزرگان]! نظر خود را در اين مهم به من بازگو کنيد که من هيچ کار مهمي را بدون حضور [و مشورت] شما انجام نداده‌ام. آن‌ها گفتند: ما داراي نيروي کافي و قدرت

جنگي فراواني هستيم، ولي تصميم نهايي با توست، ببين چه دستور مي‌دهي.

بلقيس از محتواي کلام آن‌ها دريافت که آن‌ها ميل به جنگيدن دارند و مي‌خواهند از کشورشان دفاع کنند. اما بلقيس با خود فکر کرد که آن‌ها اشتباه مي‌کنند، زيرا او، سليمان نبي ( عليه السلام ) را پيش از آن مي‌شناخت و مي‌دانست که او پادشاهي است که صاحب سپاه و ادوات است و از آن گذشته نيروهاي بسياري از جن و انس و پرنده و باد را در اختيار دارد و همان‌گونه که نامه را توسط هدهد براي او فرستاده، قادر به هر کار ديگري نيز هست.

بلقيس خطاب به قومش گفت:

{إِنَّ الْمُلُوکَ إِذا دَخَلُوا قَرْيَةً اَفْسَدُوها وَجَعَلُوا اَعِزَّةَ اهل‌ها اَذِلَّةً وَکَذلِکَ يَفْعَلُونَ * وَإِنِّي مُرْسِلَةٌ إِلَيْهِمْ بِهَدِيَّةٍ فَناظِرَةٌ بِمَ يَرْجِعُ الْمُرْسَلُونَ} (نمل: 34و35)

پادشاهان چون به شهري درآيند، آن را تباه و عزيزانش را خوار مي‌گردانند و اين‌گونه عمل مي‌کنند. و من [اکنون جنگ را صلاح نمي‌بينم] هديه گران‌بهايي براي آنان مي‌فرستم تا ببينم فرستادگان من چه خبر مي‌آورند [و از اين طريق آن‌ها را بيازمايم].

بايد ببينم او اين هدايا را از من خواهد پذيرفت و به همان اکتفا خواهد کرد و يا اينکه براي ما خراج معيّن خواهد نمود تا به‌وسيله آن ترک جنگ نماييم.

بلقيس هداياي فراواني از غلام و کنيز و حله‌هاي رنگارنگ، خشتي زرّين و خشتي سيمين و... براي سليمان ( عليه السلام ) فرستاد.

هدهد به سوي سليمان بازگشت و از تصميم بلقيس و قومش به او خبر داد. سليمان ترتيبي داد تا دويست هزار سوار آدمي را باد برگرفت و در هوا با گروه جنيان مشغول جنگ شدند. هنگامي که فرستادگان بلقيس اين نبرد را مشاهده کردند، چندين بار از شدت وحشت از هوش رفتند و دوباره به هوش آمدند. سليمان ( عليه السلام ) امر کرد جهت استقبال از فرستادگان بلقيس، زمين را با خشت‌هاي زرين و سيمين فرش کنند. سليمان فرستادگان بلقيس را به حضور پذيرفت. فرستادگان آمدند و تمامي هدايا را در برابر سليمان ( عليه السلام ) عرضه کردند، اما سليمان به هيچ کدام از آن‌ها اعتنايي نکرد و فرمود: «مرا به مال مي‌فريبيد، آنچه که خدا از نبوت و حکمت و ملکت و نعمت و سپاه به من داده بسيار بهتر از چيزهايي است که شما آورده‌ايد. من به مال دنيا شاد نخواهم شد، بلکه اين شماييد که به مال دنيا شادمانيد و من از شما غير از تسليم در برابر حق نمي‌خواهم، در غير اين صورت شمشير ميان ما حکم خواهد کرد».

سپس سليمان به نيروهاي تحت فرمانش دستور داد که هزار قصر از طلا و نقره به رايش بنا نهند.

{فَلَمَّا جاءَ سُلَيْمانَ قالَ اَ تُمِدُّونَنِ بِمالٍ فَما آتانِيَ اللهُ خَيْرٌ

مِمَّا آتاکُمْ بَلْ اَنْتُمْ بِهَدِيَّتِکُمْ تَفْرَحُونَ * ارْجِعْ إِلَيْهِمْ فَلَنَأْتِيَنَّهُمْ

به جنود لاقِبَلَ لَهُمْ بِها وَلَنُخْرِجَنَّهُمْ مِنْها اَذِلَّةً وَهُمْ صاغِرُونَ} (نمل: 36و37)

هنگامي که (فرستاده ملکه سبا) نزد سليمان آمد، گفت: مي‌خواهيد مرا با مال کمک کنيد [و فريب دهيد!] آنچه خدا به من داده، بهتر است از آنچه به شما داده است، بلکه شما هستيد که به هديه‌هايتان خوشحال مي‌شويد. به سوي آن‌ها بازگرد [و اعلام کن] با لشکرياني به سراغ آن‌ها مي‌آييم که قدرت مقابله با آن را نداشته باشند و آن‌ها را از آن [سرزمين آباد] با خواري بيرون مي‌رانيم.

هنگامي که فرستادگان بلقيس بازگشتند، آنچه سليمان ( عليه السلام ) فرموده بود را به او گفتند. بلقيس و قومش نيز آن را پذيرفتند و خواستند که متواضعانه به سوي او بروند و سر اطاعت فرو آورند. بلقيس قومش را پيش از آنکه به‌سوي سليمان ( عليه السلام )برود، جمع کرد و به آن‌ها گفت: «خدا مي‌داند که ما در برابر سليمان و خدم و حشم او طاقت نخواهيم آورد، ما بايد همگي به سوي او برويم و نسبت به او ابراز اطاعت و وفاداري نماييم تا خود و سرزمينمان را از هلاکت نجات دهيم».

بدين ترتيب بلقيس و قومش به سوي سليمان به راه افتادند. سليمان ( عليه السلام ) گروهي از اجنه را در مسير آن‌ها گمارده بود تا اخبار آن‌ها را به ايشان برسانند.

سليمان نبي ( عليه السلام ) ، داستان تخت بلقيس را شنيده و بسيار شگفت‌زده شده بود. سليمان با خود انديشيد که اگر به نحوي پيش از آمدن بلقيس تخت او را نزد خود آورد، آن‌ها با ديدن اين معجزه به او ايمان خواهند آورد و تسليم او خواهند شد. از اين رو، خطاب به اطرافيانش گفت:

{يايي‌ها الْمَلَؤُا اَيُّکُمْ يَأْتِينِي بِعَرْشِها قَبْلَ اَنْ يَأْتُونِي مُسْلِمِينَ} (نمل: 38)

اي گروه! کدام‌يک از شما تخت آن زن را براي من مي‌آورد، پيش از آنکه آن‌ها خود را به من تسليم کنند.

ديوي که نام او کوزن بود، گفت:

{أنَا آتيکَ بِه قَبلَ أن تَقومَ مِن مَقامِکَ وَإنّي عَلَيهِ لَقَوِيٌّ أمينٌ} (نمل: 39)

من آن را نزد تو مي‌آورم پيش از آنکه از جايت برخيزي و من نسبت به اين امر، توانا و امينم.

بلقيس خواب بود. هدهد نامه را به روي سينه او انداخت و خود در گوشه‌اي نشست تا بيند آن‌ها چه مي‌کنند. بلقيس بيدار شد و از ديدن نامه تعجب کرد. قوم خود را صدا زد و گفت: اي گروه بزرگان! اين نامه به سوي من افکنده شده است.


ولي سليمان ( عليه السلام ) مي‌خواست آن تخت در زمان کمتري به نزدش برسد، چرا که ديو گفته بود من تخت او را به رايت مي‌آورم، پيش از آنکه از جايت برخيزي، در حالي که همه مي‌دانستند که سليمان، اول روز بر تخت مي‌نشست و هنگام غروب آفتاب برمي‌خاست و در اين مدت به امور بني‌اسراييل مي‌پرداخت.


کوزن گفت: «من بر اين کار توانايم»، زيرا تخت بسيار سنگين بود و گفت: «امينم»، زيرا جواهر بسياري بر روي آن بود. به هر حال، سليمان ( عليه السلام ) گفت: «اين وقت درازي است و من مي‌خواهم اين کار در

کم‌ترين زمان ممکن انجام شود». سليمان مي‌خواست تخت را در کم‌ترين زمان ممکن بياورد تا بتواند عظمتي که خداوند به عنوان پادشاه به او عطا کرده است را به بلقيس و اطرافيانش ابراز کند و نشان دهد که سپاهيان بسياري مسخر اويند که هيچ کس چنين چه پيش و چه پس از او سپاهي نداشته است. همچنين مي‌خواست تا بدين‌وسيله براي بلقيس و قومش برهاني بر نبوتش بياورد و نشان دهد که او مي‌تواند آن تخت سنگين را از مسافتي دور و در کم‌ترين زمان به نزد خود منتقل کند، پيش از آنکه بلقيس و قومش سربرسند.

پس از آن ديو، آصف بن برخياء ـ پسر دايي و وزير سليمان ( عليه السلام ) ـ که اسم اعظم را مي‌دانست {الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْکِتابِ}؛ «کسي که نزد او دانشي از کتاب بود» (نمل: 40) رو به سليمان گفت: {اَنَا آتِيکَ بِهِ قَبْلَ اَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْکَ طَرْفُکَ}؛ «من آن تخت را به رايت مي‌آورم، پيش از آنکه چشم بر هم زني» (نمل: 40).

سليمان ( عليه السلام ) پذيرفت و گفت: «بياور». آصف برخاست، وضو گرفت و اين‌گونه دعا کرد:

يا إلهَنا وَإلهَ کُلّ شَيْء إلهاً واحِداً لا إله إلاّ أنْتَ إيتِنِي بِعَرْشِها يا ذَا الْجَلالِ وَالإکْرامِ.

اي خداي ما و اي خداي همه چيزها، اي خداي يکتا که جز تو خدايي نيست، تخت را به سوي ما بياور، اي صاحب جلال و کرامت.

بي‌درنگ تخت نزد آن‌ها جاي گرفت. وقتي سليمان آن را نگريست که در نزد او جاي گرفته است، گفت:

{هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي اَ اَشْکُرُ اَمْ اَکْفُرُ وَمَنْ شَکَرَ فَإِنَّما يَشْکُرُ لِنَفْسِهِ وَمَنْ کَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ کَرِيمٌ} (نمل: 40)

اين از فضل پروردگارم است تا مرا آزمايش کند که آيا شکراو را به جا مي‌آورم يا ناسپاسي مي‌کنم؟ و هر کس شکر کند به نفع خود شکر مي‌کند و هر کس کفران نمايد [به زيان خويش نموده است، که] پروردگار من غني و کريم است.

سليمان ( عليه السلام ) چون تخت را بديد، متوجه شد که هر چه درباره آن شنيده، درست بوده است. سليمان ( عليه السلام )گفـت:

{نَکِّرُوا لَها عرش‌ها نَنْظُرْ اَ تَهْتَدِي أَمْ تَکُونُ مِنَ الَّذِينَ لا يَهْتَدُونَ} (نمل: 41)

تخت او را به رايش ناشناس سازيد، تا ببينيم آيا متوجه مي‌شود يا از کساني است که هدايت نمي‌شوند؟

هنگامي که بلقيس آمد، به او گفته شد:

{اَ هکَذا عَرْشُکِ قالَتْ کَأَنَّهُ هُوَ وَاُوتِينَا الْعِلْمَ مِنْ قبل‌ها وَکُنَّا مُسْلِمِينَ * وَصَدَّها ما کانَتْ تَعْبُدُ مِنْ دُونِ اللهِ إِنَّها کانَتْ مِنْ قَوْمٍ کافِرِينَ} (نمل: 42ـ43)

آيا تخت تو اين‌گونه است؟ گفت: گويا خود آن است! و ما پيش از اين هم آگاه بوديم و اسلام آورده بوديم و او را آنچه غير از خدا مي‌پرستيد بازداشت، که او [ملکه سبا] از قوم کافران بود.

سپس سليمان به بلقيس گفت: «به اين قصر داخل شو». سليمان ( عليه السلام ) دستور داده بود تا آن قصر بزرگ را با آبگينه بسازند و در زير آن، آب جاري کنند، طوري‌که وقتي کسي مي‌ديد، گمان مي‌کرد آب است و بايد از داخل آب رد شود. بلقيس نيز، دچار اين اشتباه شد. وقتي داخل قصر شد پنداشت که بايد داخل آب شود، پايين لباسش را بالا زد تا خيس نشود. سليمان به او گفت: «اين کاخي است لغزنده و ساخته شده از بلور».

همچنين گفته‌اند که سليمان با اين کار قصد داشت حشمت خود را به بلقيس نشان دهد، تا او در برابر امر خدا تسليم شود و بداند که سليمان پيامبر خداست و به او ايمان آورد، توبه کند و مانند اسلاف کافرش، خورشيد را نپرستد و تنها عبادت خداوند را به جاي آورد.

سليمان ( عليه السلام ) بر کساني که خدا را مي‌پرستيدند درود فرستاد و بلقيس را سرزنش کرد که چرا خورشيد را مي‌پرستد و چيزي جز خدا را بندگي مي‌کند. سپس به او گفت: «به خداي ما ايمان بياور تا رستگار شوي». بلقيس گفت:

{رَبِّ اِنِّي ظَلَمتُ نَفسِي وَأسلَمتُ مَعَ سُلَيمانَ لِلّهِ رَبِّ العالَمينَ} (نمل: 44)

پروردگارا! همانا من ستم کردم به خودم، و اينک با سليمان تسليم خداوند و پروردگار جهانيان مي‌شوم.

پس از آنکه بلقيس به خداوند ايمان آورد، سليمان نبي با او ازدواج کرد و او را دوباره بر سبا مستقر ساخت و ماهي يک‌بار به ديدار او مي‌رفت و سه روز نيز پيش او مي‌ماند.

منبع: زنان قرآني، ‌ترجمه "نساء في القرآن الکريم"، مترجم: فاطمه حيدري



 
 
نویسندگان
پیوندها
آخرین مطالب
 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران